کوچی گری یک پدیده عقب مانده قرون وسطائی

تاریخ افغانستان مشحون ازعملکرد خشن حکومتهای استبدادی بوده و اقوام محروم کشوراستبداد را تا سرحد قتل عام وازدست دادن سرزمین و ویرانی خانه های پدری شان تجربه کرده است . چالشهای سیاسی و اجتماعي درافغانستان همگی ريشهء قومي دارند که هريك از اقوام سعي دا شته تا درقدرت متناسب باحضورفزیکی موقف لازم سیاسی را پیدا نمایند ودرصورت ناکامی ،به خشونت رو میآوردند.

کوچی گری یک پدیده عقب مانده قرون وسطا ئی است که ازعمر آن بیش از چند قرن سپری میشود مگرهنورهم درقرن بیست یکم این پدیده کهنه اجتما عی درافغا نستان وپاکستان وجود دارد .کوچیگری ازطرف حکومتها ی ستمگرگذشته برای بهره برداری سیاسی علیه دیگراقوام کشورمورداستفاده قرار داده شده اما اکنون نیز حلقات وجود دارند که ازکوچیگری بحیث آله فشار سیاسی علیه سایر اقوام استفاده مینمایند پدیدهء کوچیگری نه یک صنف ونه یک قوم جدا گانه است چون تمامی اقوام افغانستان اعم از تاجکها, هزاره ها , ازبک ها,ترکمن ها , ایماقها , بلوچها , قیرغیز ها , پامیریها- قزلباش ها و عربها و غیره نیزمانند اقوام پشتون کوچیهای عادی و طبیعی دارند و به رمه داری و تربیه مواشی مصروفند که این کوچیها در تابستان هرسال برای سه ماه همراه با رمه های شان درچراگاه های نزدیک به زمینهای زراعتی للمی ویا درچراگاه های مشترک نزدیک به مناطق زیست شان ییلاق میروند و درتربیه مواشی مبادرت میورزند.

ولی کوچیهای پشتون تبارازمناطق قبایلی آنطرف خط دیورند وازساحات جنوب وشرق رمه های خودها را گرفته دردیگرساحات کشورسرازیرمیشوند ودرمناطق ییلاق میروندکه مردم بومی آن هیچگونه تجانس زبانی وقومی با آنان ندارند .

درافغانستان و پاکستان پدیده ءكوچي گري به شيوه اي از زندگي براي تعدادي تبديل گرديده كه اينك نه آنان مي توانند دست از نحوه زندگي شان بردارند و نه مناسبات جمعيتي و محيط جغرافيايي زندگي ده نشينان ميتواند وضعيت زندگي و برخورد كوچيها را تحمل نمايند . غالبا كوچيها ازمحيط تعليم وتربيه دوربوده واکثرا ،نحوه زندگي شان تا حدي توام با خشونت واتلاف حقوق مردم محلی همراه است.

زیستگاه اصلی کوچیهای اقوام پشتون افغانستان،در مناطق جنوب وشرق کشورند ؛ که در فصل بهاربه مناطق،هزاره جات -ولایات ؛ پروان،پنجشیروکاپیسا وبدخشان وصفحات شما ل سرازیرمیشوند.گرچه چراگاه های موجوددراین مناطق کفایت مواشی خود شانرا نمیکند وتاهنوز مظالم زیادی را مردم این ساحات ازتهاجم مسلحانه کوچیها متحمل شده وبه این دلیل با حضورکوچیها درمناطق شان مخالفند. کوچیها ی پاکستانی اکثرا ازاقوم قبایلی پشتون سرحدی میباشند وسند تابعیت و پا سپورت پاکستانی داشته که در پاکستان آنان دارای خانه,دکان مغازه,موتربوده وبرخی ایشان به تجارت نیزمصروفند.باید كوچي‌های پشتون تبارافغانستانی نیزمانند کوچیهای پاکستانی تذکره شهروندی افغانستان را داشته باشند.

معاف ساختن كوچيها ازتكاليف ملي واعطاي امتيازات ويژه به آنها نه تنها به مردم كوچي كمك نمي‌رساند؛ بلكه خصومتها و بدبيني‌هاي اجتماعي را تشديد خواهد كرد.مسالهء کوچیها باید در تفاهم با حکومت پاکستان حل و هرکشورسهم خود را دراسکان آنها به عهده گیرند . مردم افغانستان مسولیت ندارد که برای کوچیهای پاکستانی درتابستان چرا گاه ها و زمینهای زراعتی خود ها را دراختیار رمه ها و مواشی آنان قرار دهند . بلکه این موضوع مکلفیت دولت پاکستان است که برای کوچیهای خویش اسکان پیدا نمایند. دولت کنونی افغانستان باید کوچیهای پاکستانی وافغانی را ازهمدیگر تفکیک نماید و برای کوچیهای پشتون تبارافغانی درمناطق هم زبا ن وهم نژاد ایشان اسکان بدهند. که بدون تأمین برابری حقوق سیاسی میان گروههای قومی ومذهبی افغانستان جامعهء بلادیده کشورازستم اجتماعی ونابرابری ملی نجات ورهایی نمی یابند که فرآیند رشد مستقل ملی و وحدت ملی افغانستان بطی و رنجهای مردم آن طولانی تر میشود.

کوچیهای پاکستانی با تروریزم ادغام یافته اند و اکنون با الهام از تروریزم بین المللی والقاعده درمنطقه وارد صحنه گردیده و مصروف کارزار شیطانی خود هستند،طالبان کوچی نما کوچی دولتی است نه کوچی عادی وطبیعی بلکه ،رفتار اینگونه کوچیها همان مطالبه حقوق شهروندی مضاعف است دولت فعلی افغانستان و.حتی همان شاهان واميراني كه به نفع كوچيها فرمان صادركرده‌اند،هدف‌شان دلسوزي به اقوام كوچي وحمايت ازآنها و بهبود زندگی دشوار كوچيها نبوده است.

دولتهای افغانستان طی مدت یک قرن اخیراز نفوس شماری عمومی باشندگان کشور شانه خالی نموده است وهمواره بر اساس تخمین -احصائیه نفوس راارایه کرده اندودر ضمن برای بالا نشان دادن نفوس اقوام پشتون ازکوچیهای پشتون تبار منحیث ضریب زیاد نشان دادن نفوس اقوام پشتون استفاده و قبل ازنشر احصائیه تخمینی نفوس کشوربرخی رهبران دولت نفوس کوچیها را بقلم خودشان دراحصائیه عمومی نفوس اضافه نموده است دولتهای قبیله گرا ا زدستکاری براحصائیه نفوس اهداف سیاسی معینی را تعقیب مینمایند تا بدین وسیله بتوانند نفوس جامعه پشتون را اضافه و اکثریت نشان بدهند ودرانتخابات ریاست جمهوری- پارلمانی– لویه جرگه ها و دیگرجلسات عمده ملی ازکوچیها علیه اقوام دیگر کشوربهره برداری سیاسی به نفع قبیله حاکم نمایند.

چون درجریان سال جاری تدویرجرگه صلح و برگزاری انتخابات پارلمانی کشور در پیشرو قرار دارند و دولت کنونی مطابق سیاست حکومتهای تک قومی گذشته سهمیه ده فیصد نمایندگان کوچیها را درجرگه صلح و انتخابات پارلمانی قایل شده اند همه میدانند که کوچیها یک صنف وقوم جداگانه نبوده و همه اقوام کشورازخود کوچیها دارند ولی متاسفانه قبیله حاکم صرف برای کوچیهای پشتون تبار امتیاز سیاسی را قایل هستند در صورتیکه همین به اصطلاح کوچیهای مناطق جنوب و جنوب شرق کشور در محلات زندگی شان در جنوب و شرق افغانستان یک مراتبه از حقوق انتخاباتی شان استفاده میکنند و باردوم نیز نظربه عنایت دولتهای قبیله گرا از این امتیاز سیاسی استثنائی بنام کوچی ازده فیصد امتیاز باد آورده برخوردار میشوند که این اقدامات دولت کنونی درتناقض جدی با اساسات حقوقی وبشری درسطح ملی وجهانی قرار دارد.

(چنانچه دانشمند فرزانه و بانوی فرهیخته محترمه فرشته حضرتی مینویسند که :- تامین صلح وامنیت درافغانستان قبل ازهمه چیز مستلزم اعتراف به واقعیت های تلخ این جامعه میباشد که ریشه های ناامنی را آبیاری کرده است وعوامل ناامنی را تولید وتکثیر میکند. هرچند که این واقعیت ها بی شمار اند، اما عمده ترین آنها، رفتار قبایلی نظام های سیاسی وسنت های ارزش ستیز قبایل میباشد که موانع جدی بر سر راه تامین صلح و وایجاد شرایط زندگی صلح آمیز درافغانستان، قرار داشته است).

در دهه اخیر قرن نزدهم میلادی بعد ازشکست مردم هزاره جات توسط لشکرعبدالرحمن جلاد به کوچیها ی پشتون تبار اجازه داده شد تا مناطق غیر زراعتی مردم هزاره جات را برای رمه داری، استفاده نمایند که ازآنزمان تاکنون مردم هزاره جات بیک آفت بنام سیلاب کوچیها مواجه است که این معضله بردوش مردم این سر زمین سنگینی دارد کوچیها درمسیر رفت وآمد خود مردم بومی را شکنجه روحی میدادند، که برخی را باجبر و تهدید میکوچاندند، وبرخی رابه زور دولت ودوسیه سازی مجبورمیساختند ، تا زمینهای خود را به کوچیها بفروشند.گرچه امیرعبدالرحمان مستبد به کوچیها زمین مشخصی نداد و در زمینه‏ء اسکان آنها اقدامی ننمود، تا بتواند از آنان به‏عنوان ابزاری سیاسی جهت سرکوب اقوام دیگرو بخصوص مردم هزاره استفاده نماید که کارنامه تلخ وناگوارنفرت ازآنان درذهن مردم هزاره جات تا هنوز باقی مانده است .

امیرعبدالرحمان خونخوار هزاره جات را با تمام منابع اقتصادی، انسانی و فرهنگی آن نابود و بیشترین ساحات و زمینهای حا صل خیز آن توسط لشکر یان او پس از نابودی وفرارساکنان آن برای همیشه غصب شد.که اکنون نیزاختلاف برسرهمان علفچرها وجود دارد.درزمان حکومت نادرخان نیز نا رضایتیها ی مردم هزاره جات ازاثر تهاجم کوچیهای مسلح بالاگرفته وجلاد خون آشام نادری سردارمحمد هاشم صدر اعظم -هزاره جات را به گورستان تبدیل کرده بود. که دربرخورد سال ۱۳۳۴, شمسی کوچیها در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی بیش ازسه صد نفر از مردم هزاره جاغوری از طرف کوچیهای مسلح با پشتیبانی دولت وقت کشته شدند.

درزمان سلطنت آل یحیی کوچیها درهزارجات به سوی علفچرها و زمینهای زراعتی مردم محل.در شب ویاروزهجوم میآوردند. زمینیهای زراعتی مردم محلی در برابرچشمان کشتگران آنها،چراگاهء مواشی کوچیها میگردید.وقتی از تحمل مردم خارج میشد درگیری آغازمیگرديد و اگراین تنش به مرگ کسی ازکوچیها می انجامید،دیگرساکنان آن قریه امید زیستن درسرزمین شان را نداشتند. زندان، شکنجه و تبعید لازمهء مردان قریه بود. اما اگر هزاره ای کشته میشد. بازخواست آن در حکومت محلی میخوابید و تا مرکز ولایت هم نمیرسید و سرانجام قاتل برائت مییافت.

از زمانی که کوچیها به هزاره جات میآمدند تا بازگشت شان به سمت پشاورپاکستان، حکومتهای محلی وظیفهء حراست از آنهارا به عهده داشتند. ملکهاوسران کوچی طور رفتار میکردند که هیچ تفاوت میان آنها و حاکم محلی وجود نمی داشت. به همین دلیل سران کوچی بخشی از زمینهای زراعتی مردم هزاره را بزور تصاحب کردند وبه نام خودشان از حکومتهای محلی حامی خویش، قبالهء شرعی گرفتند.نمونه های بسیار متعددی در رابطه به حمایت حکومتهای محلی و مراکز ولایات هزاره نشین و جود دارد. کوچیها تکه های بی کیفیت و بد ریخت پاکستانی را با خود می آوردند، این تکه هارا ازفراز خانه های مردم هزاره به پایین پرتاب میکردند ونام ریئس فامیل رامیگرفت ومیگفت:- فلانی سال بعد این مقدار پول ویا روغن را برای من پرداختنی هستی.این خودش تداوم ماجرای شرکت روغن به گونهء دیگر بود.سال بعد هرخانواده ناچار به پرداخت قرض ناخواستهء شان بودندبازهم صدها خانواده به دلیل فقدان استطاعت پرداخت کوچیها، ده ودیار شانرا ترک وآواره میگردیدند.

طوریکه درسال ۱۳۵۸ ,ش. حفیظالله امین گفته بود که سر مردم هزاره از من ومال وناموسش از شما سپاهیان دولتی است براساس همین شعار ضد بشری صدها تن ازمردم هزاره جات بطورجمعی قتل عام گردیدند. و بعد ازآن ملا محمد عمر رهبر گروه طالبان نیز با بی رحمی زاید الوصفی این شعار حفیظ الله امین و امیر عبدالرحمن ستمگر را تکرار و تداوم بخشید .

دراوایل ماه جوزای سال گذشته کوچیهای مسلح پاکستانی با حمله نمودن بالای مردم بهسود ودیگرنقاط هزاره جات،خونهای مردم بیگناه را جاری، کشتزارها و مزارع آنانرا تخریب، علفچرهای ایشانرا تصرف که فضای وحشت و بی قانونی را به نمایش گذاشتند.

با توطئه سکوت دولت کنونی درحوادث سال قبل دربرابر جنایت وارده بر مردم هزاره جات، که بیشتر ازدو ماه به ولسوالیهای حصه اول و حصه دوم بهسود و ولسوالی دایمیرداد در آتش سوختند و دهها نفر کشته واسیر، بیش از بیست هزار نفر مردم بی دفاع اواره گردیده و خانه ها و کشتزارهای آنان حریق و بیش از سی هزا ردرخت تخریب شده بود ، برخورد نمودند و با خیا ل راحت چنان مهرسکوت برلب زدند که گویا در اطراف آنان هیچ حادثه ای رخ نداده است مردم مناطق هزاره نشین کشور در بهار امسال نیز از خطر هجوم طالبان کوچی نما سخت در تشویش و دلهره به سر میبرند و درانتظار آنند که در سال جاری دولت فعلی چه گونه بازی را درکدام یک ازساحات هزاره جات توسط کوچیهای مسلح بکارخواهد برد.گرچه دولت فعلی نه فقط درطول سالهای اخیراز ادامه و تشديد اين تنش قومی کارمثبت ومؤثری به پيش نبرده بلکه برعکس آگاهانه در تلاش تعميق آن بوده است.

دعوی کوچيها با اهالی بهسود قبل ازآنکه يک مسئله حقوقی باشد يک مسئله سياسی است.

دعوی حقوقی و مراجعه به اسناد نميتواند گرهکشا باشد زيرا اسناد متعلق به صد سال پيش دردورانیکه شؤونيسم قومی حکمروائی ميکرد ومردم هزاره درمعرض انواع بيدادگری و بيحقوقی قرارداشتند، نميتواند پاسخگوی نياز ومشکلات امروزی باشد.به ابتکارعده ازمحصلین وروشنفکران مهاجرافغانی مقیم ایران بتاریخ ۲۷- ماه - جنوری سال– ۲۰۰۹ – میلادی سمینارعلمی و تحقیقی بربنیاد مطالعات - تاریخی- سیاسی و حقوقی زیرعنوان«افغانستان، کوچیها، مسائل وراهکارها» دردانشکده دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران، برگزار گردیده بود که در این سمینار عده از دانشمندان افغانی و خارجی اشتراک نموده بودند.

درختم سمینار فیصله شد که تمامی مقالات دانشمندان بشکل یک کتاب چاپ و دراختیار خوانندگان قرار داده شود.

هم چنان به تاریخ 22 حمل سال روان شمسی، کنفرانس تحت عنوان"کوچیها، معضلات وراه حلها، در کابل برگزار گردید.ودراین کنفرانس که بیش از ۴۰۰ تن، ازولایات مختلف شرکت ورزیده بودند،عناوینی چون؛تعریف و پیشینه كوچیگری"، و پیامدهای اجتماعی آن، كوچیگری درافغانستان، واقعیت یا اهرم سیاسی؟ به بحث و موشکافی گرفته شد.در پایان، کنفرانس قطعنامه ای را نیز صادر نمودند.

درین کنفرانس‌، راهكارهايي را براي حل دايمي نزاع پيشنهاد كرده و به نظر ميرسد که اين نخستين برخورد علمي وكارشناسانه با قضيه كوچي گري است در كشوراتفاق مي افتد. اگردولت و نهاد هاي حقوق بشري كوشش نمايند كه معضل كوچيها را از طريق قانوني و قضايي به خاتمه ببرند بسي معقول تر از آن است كه همواره بدان از منظر سياسي نگاه شود. اين نوع كنفرانس ها شايد بتواند راه هاي حلي را براي خاتمه نزاع بيابد.

گرچه سازمان ملل متحد که ضامن اصلی صلح و ثبات در افغانستان است، امامتاسفانه به گونه جدی به مشکل تهاجم طالبان کوچی نما تاهنوز نپرداخته است ، جامعه جهانی باید بداند که مردم هزاره جات در پکتیا، قندهار، کنر و پشاور هجوم نبرده اند، بلکه این کوچیها ی مسلح طالبی اند که به هزاره جات حمله ورمیشوند.حالا این مردم ازلحاظ حقوق ملی و بین المللی، به عنوان ساکنان بومی افغانستان، آیا حق ندارند که از سرزمین آبائی خود دفاع کنند؟ .به این ترتیب، حضور اجتماعی و سیاسی کوچیها و روابط آنان با اقوام دیگر کشور به یک چالش بزرگ در برابر دولت مبدل شده است دولت در چند سال گذشته، به نحوی از موقف کوچیها در برابر اقوام دیگر حمایت کرده است در حالیکه امسال نیز احتمال در گیری میان کوچیها و باشنده گان بومی مناطق هزاره جات ودیگر ولایات صفحات شمال کشور یک بار دیگر شدت یافته و، براساس سوابق خونین تنش میان کوچیها ودیگر اقوام برسر ورود کوچیها به مناطق شان ایجاد شده است ومردم مناطق هزاره جات مرکزی نگرانی شدید شان را از حضور صد ها کوچی مسلح در اطراف هزاره جات ابراز واز دولت خواسته اند که جلوورود کوچیهای مسلح طالبی به مناطق شان را بگیرند.

تداوم تهاجم مسلحانه طالبان کوچی نما طی سه سال اخیر، در هزاره جات ، متاسفانه بار دیگر تاریخ ظلم و جنایت برهزاره ها تکرارگردید واین بار پشتیبان این جنایت وتجاوز وحشیانه بر مردم هزاره ، نه حکام مستبد و قبیله گرای بیسواد بلکه مدعیان به اصطلاح مدافع حقوق بشر، تئوری پردازان دموکراسی، روشنفکر نماها، و سایردست اندرکاران سیاسی و مذهبی در اداره ریاستی آقای کرزی، بودندکه با پشتیبانی مستقیم وغیر مستقیم ، کوچیهای متجاوز را تشویق به تجاوز و جنایت نمودند. در واقع تمام موانع بوسیله دولت کنونی ازسر راه طالبان کوچی نما برداشته شده و آنها با مورا ل قوی امسال نیز به سرزمین مردم بی دفاع و خلع سلاح شده هزاره جات ، حمله خواهد کرد. چون میدانند که صدای این مردم فقیر به گوش کسی نمیرسد . سخن گفتن با زبان اسلحه میان اقوام بسیار خطرناک است ومیتواند به نوعی استخوان شکنی قومی تبدیل شود .

گرچه آقای رئیس جمهور بارها در بامیان دروصف این ولایت و مردم آن سخنان" زیبا فرمایش کردند که تصور می گردید، بامیان فردای آنروز به ولایت درجه اول ارتقا میکند و سرک شاهراه آسیائی کابل- هرات از طریق هزاره جات پس از چهل سال کارش را با جدیت آغاز و اسفلت خواهد شد. اما بازهم امیدها به ناامیدی گرایید وفقط دوربینهای عکاسی روی مغاره نشینان بامیان متمرکز شد. وقتیکه مردم هزاره جات از تهاجم کوچیها ی مسلح طالبی نزد آقای رئیس جمهور شکایت بردند، وی بطور تلویحی افاده داد که "شما مردم در مرکزکشور قرار دارید وکدام سرحد با کشورهای همسایه ندارید، از این لحاظ دست شما همیشه بسته است.
محمدعوض نبی زاده
منبع : سرویس خبررسانی آریانان

هیچ نظری موجود نیست: